محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

663

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كم جوهر چون از عرض آن را ببرند و آنچه در بلاد هند و بنگاله به هم مىرسد طول آن كمتر و اكثر سياه و به ندرت در وسط بعضى خالهاى سفيد به انحاى اشكال به هم مىرسد و اهل هند آن را با ميمنت و خواص بسيار مىدانند و ظاهراً گوشت آن حلال باشد به جهت آنكه مانند بقر و ايّل و غنم نشخوار كه به عربى جره به كسر جيم نامند و به هندى جكالى گويند مىكند يعنى علفى و غذايى كه خورده باشد آن را باز گردانيده در دهان مىخايد و فرو مىبرد و اين از علامت حليت گوشت حيوان چهارپا است و از پوست آن به سبب صلابت و ضخامت سپر مىسازند بسيار خوب و جوهردار مىشود و به قيمت اعلى مىفروشند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : بخور شاخ آن جهت بواسير و عسر ولادت و گريزانيدن هوام و به دستور بخور حافر آن و آشاميدن آب در ظرفى كه از شاخ آن ساخته باشند و به دستور پوشيدن انگشترى و زهگير از شاخ آن جهت بواسير و طلاى پيه آن مورث مهابت در نظرها و روغن پوست آن كه قطعه‌اى از آن را در روغن كنجد اندازند و مدتى در آفتاب گذارند جهت التيام جروح و قروح عظيم النفع و گفته‌اند كه هر مقدار كه از روغن آن خرج نمايند و عوض آن روغن خالص داخل نمايند نيز نفع مىبخشد و اثر آن ضعيف نمىگردد . كركند به فتح كاف و سكون را و فتح كاف و سكون نون و دال . ماهيت آن : اسم فارسى سنگى است سرخ رنگ شبيه به ياقوت و بعضى گفته‌اند اسم لعل است . افعال و خواص آن : آشاميدن آن مفرح و مقوى قلب و رافع خفقان و توحش آشاميدن آن . بعضى سنگى را كه به هندى پيكو نامند و بعضى سنگى بنفش رنگ كه به عربى حمينه نامند دانسته‌اند . كركرهن به فتح دو كاف و سكون دو راى مهمله و فتح ها و نون لغت بربرى است . ماهيت آن : بيخى است باريك شبيه به سنبل رومى و بسيار سرخ در جميع افعال مانند عاقرقرحا و لهذا بعضى آن را عاقرقرحا دانسته‌اند و غير آنست و بعضى گفته‌اند بيخى است باريك به غلظت شاخ ريحان شبيه به بسفايج در شكل و رنگ و سياهى اين از آن كمتر . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت فالج و امراض عصب نافع و جمعى آن را فاوانيا دانسته‌اند . كركى به ضم كاف و سكون را و كسر كاف دويّم و يا لغت عربى است به فارسى كلنك و به تركى درنا و به هندى كونج به ضم كاف و سكون واو و خفاى نون و جيم نامند . ماهيت آن : از جمله طيور برّى است بلند پرواز و كنار آبها نيز مىباشد . بهترين آن آنست كه باز آن را صيد كرده باشد . طبيعت گوشت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مفتح سدد و مقوى بدن و محلل قولنج . المضار : دير هضم و مولد خلط غليظ ، مصلح آن آنست كه يك دو روز بعد از ذبح بگذارند پس با سركه و آب و نمك طبخ نمايند و ابازير حاره لطيفه داخل كنند و بعد از آن حلواى قندى بخورند و حوصله يعنى چينه‌دان آن حابس اسهال و آشاميدن خشك ساييده آن با آب نخود مطبوخ جهت درد گرده و مثانه مجرب و مغز سر آن رافع شبكورى اكتحالًا و با آب حلبه جهت تحليل اورام ضماداً و زهره او سعوطاً سه روز با آب چغندر و به دستور سه روز تا يك هفته با آب مرزنجوش جهت لقوه مجرب به شرط آنكه در جانب مخالف در بينى كشند و در آن ايام روغن گردكان بياشامند و بمالند و در جاى تاريك بنشينند و به روشنى نگاه نكنند و اكتحال آن جهت رفع نزول آب و شبكورى و ناخنه و اثر آبله نافع و طلاى آن جهت رفع برص و جرب متقرح قوى الاثر و سعوط مغز سر آن و زهره آن از هر يك قيراط با روغن زنبق رافع نسيان و سفيدى موى سر و ريش با تكرار عمل و در تقويت حافظه بىمثل و پيه آن را چون بگدازند و با سركه عنصل بياشامند چند روزى پى هم صلابت طحال را زايل گرداند و چشم آن را چون خشك نموده سوده در چشم كشند بىخوابى آورد و خصيه آن را چون نمك سود نمايند و خشك كرده سوده با هم وزن آن سرگين سوسمار و كف دريا و شكر در هم نموده در چشم كشند جهت رفع يباض چشم مجرب گفته‌اند . كرم به فتح كاف و سكون را و ميم لغت عربى است واحد آن كرمه و جمع آن كرمات و به يونانى اولياطيوم و به سريانى كبتا حمرا و به رومى ديدرون اسايا و به فارسى تاك و رز و به هندى داكهه كاجهار نامند . ماهيت آن : نباتى است اكثر از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود پيچد و تنه آن قوى و شاخ‌هاى آن باريك بلند و نورسته آن با خيوط و برگ آن پهن فى الجمله شبيه به برگ خيارزه و برگ